تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ
در آن معنى تعجّب است ، در وسط قرار گرفتن « ثمّ » براى اشارهء به استبعاد تسويه است با اينكه خداوند خالق آسمانها و زمين و ظلمات و نور است ، و چون به سبب ايمان در قلب باز مىشود ، و با باز شدن در قلب ، يقين به خدا و صفات و ملائكه و كتب و رسولان او پيدا مىشود ، و بدون اين گشايش ايمان به خدا ممكن نيست ، و لذا ايمان مخصوص كسى است كه با على عليه السّلام و خلفاى او بيعت كند ، و بيعت در قلب او داخل شود ، چيزى كه به سبب آن در قلب به ملكوت باز مىشود . لذا كفر پوششى و سترى براى در قلبى است كه با بيعت باز نشود ، پس كافر كسى است كه با على عليه السّلام به بيعت خاصّ و لوى بيعت نكند . و لذا كفر در بيشتر آيات به كفر به ولايت و كفر به على عليه السّلام و نيز كفر به ربّ مضاف تفسير شده است . چنان كه در تفسير
وَ كانَ الْكافِرُ عَلى رَبِّهِ ظَهِيراً
از ائمّه عليهم السّلام وارد شده است ، كه آن ربّ در ولايت است ، و ربّ مطلق ربّ الارباب است . و وجه مطلب اين است كه ولايت اضافهء اشراقى خدا به خلق است ، پس معنى آيه بر حسب مقصود چنين مىشود : پس كسانى كه به سبب حجاب و پوشش وجه قلب به على عليه السّلام كافر شدند ، به علّت اينكه بيعت با على عليه السّلام را ترك كردند ، و ايمان به على عليه السّلام در قلوب آنان داخل نشد ساير افراد بشر را مساوى مىدانند ، و ممكن است « بربّهم » متعلّق به