شريك مىداند ، مانند ثنويّون كه اهريمن يا ظلمت را مخلوق خدا مىدانند ولى مىگويند در ايجاد با خدا شريك است و همهء شرور را منسوب به آن مىدانند ، و مانند عموم هندىها كه معتقدند به اينكه همه امور موكول به ملائكه است ، و آنها را ( اسماء ) مىنامند و مانند بعضى صابئين كه مىگويند ستارهها مخلوق خدا هستند ، ولى آنها مدبّر عالمند نه خدا ، و مانند بعضى مشركين كه مىگويند : گوساله و بت و غير آن دو ، شفيعهايى نزد خدا هستند و تدبير و تصرّف براى آنهاست .
يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَ جَهْرَكُمْ
همهء خوىها و عادتها و نيّتها و عقايد شما را و همهء چيزهاى نهان را كه هنوز در وجود شما ظاهر نشده است و آن را احساس نمىكنيد آگاهى دارد .
وَ جَهْرَكُمْ
و از اقوال و احوال و رنگها و شكلها و نسبتها و اموال .
وَ يَعْلَمُ ما تَكْسِبُونَ
و مىداند آنچه را كه براى نفسهايتان كسب مىكنيد از نتايج و تبعات اعمال شما كه با اعضا و جوارحتان عمل مىكنيد ، تقرير الهيّت خداست و وعده و وعيد براى مردم نيكوكار و بدكار است .
وَ ما تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آياتِ رَبِّهِمْ
عطف است بر « يعلم سرّكم » بنابراين كه مستأنف باشد يا حال ، يا اينكه آن « ابتداء » حال است ، گويا كه گفته شده : چگونه است حال او با مردم ؟ و چگونه است حال مردم با او ؟
يا عطف است بر « انتم تمترون » و به هر تقدير در آن التفات از خطاب