و بداء و محو و اثبات در آن اجلى است كه علمش نزد خودش است . و تحقيق مسئله بداء و محو و اثبات و حكمتى كه در آن نهاده شده است از ترغيب در صلهء رحمها و دعاها و تضرّعها و صدقهها و ساير عبادات ، و سرّ استجابت دعاها با عدم تأثيرپذيرى عالى از دانى موكول به محلّ ديگرى از اين كتاب است .
ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ
و باز شما در آن آيات شك مىكنيد كه در آن معنى تعجّب و استبعاد شكّ نسبت به خالق است .
وَ هُوَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ
بدان كه در
اللَّهُ
نه تنها معنى الوهيّت و تصرّف وجود دارد ، بلكه جميع اضافههائى كه از خالق نسبت به مخلوق ممكن است در آن موجود مىباشد .
زيرا كه آن اسم جامع همه اسماء است ، پس معنى وصف در آن معتبر و به همين جهت تعلّق ظرف به آن جائز شده است .
بيان اعراب آيه اين است كه لفظ « هو » مبتداست و « اللّه » بدل آن يا خبر آن است ، و « فى السّماوات » ظرف لغو است و متعلّق به « اللّه » يا به « يعلم » يا ظرف مستقرّ و خبر است ، يا خبر بعد از خبر ، يا حال است ، و لفظ « يعلم » كه بعدا مىآيد خبر يا خبر بعد از خبر ، يا حال يا مستأنف است . و جملهء « هو اللّه » عطف بر جملهء
« هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ »
و يا حال مىباشد .
و بعد از آنكه معنى معيّت و همراهى و قيّوميّت و احاطه خدا بر اشياء معلوم شد معنى إله بودن در آسمان و زمين نيز معلوم مىشود . و اين ردّ بر كسى است كه با خدا ، غير خدا را