اين حديث مناسب شرك در محبّت است به يكى از معانى آن .
و قول خداى تعالى :
( شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ )
مناسب اين شرك و شرك در طاعت است .
و اگر مقصود اين باشد كه اولاد آدم شريكانى براى خدا در آنچه كه به آنها دادهاند و شرك آوردن نسبت به آدم و حوّا ، مجازى باشد چنان كه در خبر است ، و آن را قول خداى تعالى :
( فَتَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ )
به صيغهء جمع تأكيد مىكند در اين صورت ممكن است جميع اقسام شرك را در اينجا اعتبار نمود . و نسبت شرك به اولاد آدم و حوّا يا به طريق مجاز در حذف است .
بدينگونه كه فاعل ( جعلا ) لفظ ( اولادهما ) بوده كه مضاف حذف شده و مضاف اليه جاى آن را گرفته ، يا اين كه به طريق مجاز در حكم است بدين نحو كه اولاد محكوم عليه باشند ، ولى نسبت به آدم و حوا به اين اعتبار داده شده است كه پيروان و فرزندان ، مانند اجزاى يك بدن هستند .
يا اين كه نسبت به اولاد به اعتبار اين است كه از لفظ ( صالحا ) جنس اراده شود كه در اين صورت شامل مذكّر و مؤنّث مىشود ، و ضمير ( جعلا ) به اعتبار هر دو صنف چنان كه در خبر است به صالحا بر مىگردد .
پيش از اين دانسته شد كه خداوند خالق است و خالق با مخلوق مساوى نمىتواند باشد از اين رو ( فاء ) آورد ، كه دلالت بر سبب بخشى و حكم اصل بر فرع باشد ، لذا فرمود :