شده بود براى خدا شريك قرار دادند ) .
بدان كه براى اشراك به خدا مراتب متعدّدى است :
1 . شرك آوردن به خدا در وجوب وجودش مانند شرك آوردن بيشتر ثنوىها كه قائل به دو مبدأ قديم براى عالم هستند كه آن را نور و ظلمت يا يزدان و اهريمن مىنامند . « 1 » 2 - شرك آوردن در الهيّت مانند شرك آوردن بعضى از ثنوىها كه قائل به يكى بودن قديم و واجب الوجود هستند ، يا اين كه اهريمن يا ظلمت مخلوق اوست و لكن اهريمن نيز در عالم داراى الهيّت است ، و همه شرور از اوست نه از خدا .
3 - اشراك در عبادت ، مانند اشراك بيشتر صابئىها و اشراك وثنىها ( بتپرستان ) و گوسالهپرستان و غير آنها از كسانى كه غير خدا از مخلوقاتش را عبادت مىكنند تا بدان وسيله به خدا نزديك شوند .
4 - شرك آوردن در وجود ، مانند شرك آوردن اكثر مردم جز اندكى از آنها كه در وجود جز موجودات متكثّر را كه هر يك با ديگرى و همه با خدا متقابل هستند نمىبينند .
5 - شرك آوردن در طاعت ، مانند شرك آوردن كسى كه در طاعت انبيا و اوليا و جانشينان آن دو طاعت غير آنها را شريك قرار مىدهد از قبيل طاعت ائمّهء جور و علماى سوء و پادشاهان و امرا و حاكمان .
هامش
( 1 ) ثنويّت ، افكار . . . .