صور مثالى است .
و فرزندان آدم مثالى ملكوتى ، صور ملكيّه بشرى است و فرزندان آدم بشرى بدون واسطه يا با واسطه ، منسوب به او هستند و فرزندان آدم ، در عالم صغير عبارت از مدركات و قواى بشرى است و ذريّه بنىآدم در هر مرتبه چنان كه بر شخص بينا مخفى نيست ، چيزى است كه لايق به همان مرتبه باشد و تعبير به ظهر ( پشت ) بنىآدم نه ظهر آدم .
چنان كه در اخبار آمده است براى اين است كه آدم لاهوتى از جهت بساطت و وحدت آن به نحو وحدت حقّ ظلّى طورى است كه كثرت براى آن تصوّر نمىشود تا براى او ذرّيّه تصوّر گردد ، و داراى جهتهاى متعدّد نيست تا براى او ظهر و بطن متصوّر شود .
و نيز اكتفا كردن به ظهر ( پشت ) آدم اختصاص به آدم ابو البشر دارد .
چون سلسله نزول طبق منطوق خبرى كه وارد شده است كه خداوند عقل را آفريد و سپس به او گفت به سوى دنيا و دار سفلى بيا ، و او در حالى كه از حقّ اوّل ، متوجّه به عالم اسفل بود آمد ، صحيح است و لذا آنچه كه مورد نظر بوده و در آن ظاهر است اين است كه در هر مرتبهاى ، مرتبهء بالاتر يا پشت آن را نيز بايستى در نظر گرفت و نيز چون هر مرتبهاى نسبت به مرتبه پائين آن ظهور آن به نحو اتمّ و اشدّ است فرمود :
( من ظهور بنىآدم ) به خلاف سلسلهء صعود ، كه آن به حكم
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 473
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٧٣