تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠

تفسير

وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ
كوه را با بلند كردن از زمين بالا برديم .
فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ
به مانند سقفى كه بر آنان سايه مىانداخت .
وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ
و گمان داشتند كه كوه بر سرشان فروخواهدافتاد . استعمال ظنّ با اينكه آنها يقين به وقوع آن داشتند چون كوه معلّق بود و از عادت چيزهاى سنگين اين نيست كه معلّق بالاى سر بايستد ، و حتما پائين مىآيد براى اين است آنها اصحاب نفس بودند ، حالت و صفت نفس جز ظنّ نيست اگر چه به مطلب هم يقين داشته باشد يا اينكه وقتى آنها دانستند كه معلّق بودن كوه با معجزه صورت گرفته احتمال دادند كه با معجزه نيز بايستد و بر سر آنها فرونيفتد .
خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ
بنابراين كه لفظ قول را در تقدير بگيريم معنى آن چنين مىشود در حالى كه به آنها گفته مىشود : تورات و احكام آن را با قوّت و جزم و عزم دلهايتان بگيريد و احكام آن را با نيروى بدن‌هايتان امتثال كنيد .
وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ
و هر چه كه از عبرتها و احكام در آن است به ياد آريد .
لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
باشد كه شما از چيزهائى كه نفس را هلاك و تباه مىكند پرهيز كنيد .