بِعَذابٍ بَئِيسٍ
به عذاب شديد ، مجازات كرديم .
بِما كانُوا
يَفْسُقُونَ
و آن به سبب فسق آنان بود ، اين مجازات از جهت آن است كه آنها فسق را پذيرا بوده و قابليّت فسقپذيرى را داشتند ، نه از جهت فاعل ( هر كه لايق هدايت باشد هدايت را پذيراست و هر كه لايق فساد و شقاوت باشد آن را مىپذيرد و نتيجهء آن را هم مىيابد . )
فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ ما نُهُوا عَنْهُ
از قبيل عطف تفصيل بر اجمال است يعنى مىخواهد نوع فساد را كه سركشى از نهى است شرح و تفصيل دهد ، و بگويد چون از آنچه نهى شده بودند سركشى و تكبّر ورزيدند . . .
قُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ
گفتيم بوزينگانى مطرود شويد . يعنى از هر چيز خيرى طرد شدند .
از علىّ بن الحسين عليهما السّلام « 1 » است كه فرمود :
اينان قومى بودند كه بر ساحل دريا ساكن بودند ، و خدا و پيامبرانش آنها را از صيد ماهى در روز شنبه نهى كردند ، ولى آنها متوسّل به حيلهاى مىشدند كه بدان وسيله آنچه را كه خدا حرام كرده بود براى خودشان حلال كنند ، پس شيار جويهاى كوچكى درست كردند ، و راههايى ساختند كه به حوضهاى كوچكى منتهى مىشد كه ماهيها را براى دخول در آن حوضها از آن راهها آماده مىساخت ولى اگر مىخواستند از آن حوضها خارج شوند
هامش
( 1 ) تفسير الصافى 2 : ص 246 - تفسير البرهان 2 : ص 42 / ح 3 - تفسير العسكرى ص 268 - بحار الانوار 14 : ص 56 / ح 13