كردنشان سؤال كردند و گفتند : ( فاجابوهم من وعظهم ) چرا موعظه مىكنيد گروهى را كه خدا آنها را به سبب گناهانشان هلاك مىگرداند و آنها را يا از بيخ بر مىكند ، و يا به عذاب شديد گرفتارشان مىسازد ؟
موعظهكنندگان جواب دادند : اين گفتار و موعظهء ما از جهت عذر آوردن به پيشگاه خداوند شماست ، زيرا كه ما مكلّف به امر به معروف و نهى از منكر شديم پس ما نهى از منكر مىكنيم تا خداى ما بداند كه ما با آنها مخالفت كرديم و فعل آنها را ناخوش داشتيم .
و نيز گفتند :
( لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ )
آنها را موعظه مىكنيم تا شايد اين پند و اندرز در آنها اثر كند و در اين هلاكت و تباهى واقع نشوند و از عقوبت كارشان بر حذر باشند .
آنگاه كه سركشى كردند ، و از فرمان روى گرداندند ، و تكبّر ورزيده از منهيات خوددارى نكردند .
خداى تعالى فرمود : كه به شكل بوزينه گرديد كه از رحمت خدا دور و مورد غضب الهى قرار گيريد .
پس چون ده هزار نفر و اندى ديدند كه حدود هفتاد هزار نفر ديگر پند و اندرزشان را قبول نمىكنند و از ترساندن و تحذير آنها نمىترسند از آنها كناره گيرى كردند و به قريه ديگرى منتقل شدند ، و گفتند كه ما خوش نداريم عذاب خدا بر آنها نازل شود در حالى كه ما در بين آنها هستيم .
پس آنگاه كه يك شب گذشت ؟ خداوند همهء آنها را به