آن جماعت را كه پند مىدادند و خلق را از كار بد باز مىداشتند نجات داديم و آنان را كه ستمكارى كردند به كيفر فسقشان به بدترين عذاب گرفتار ساختيم ،
آنگاه كه سركشى و تكبّر كرده و آنچه را كه ممنوع بود مرتكب شدند ، ما هم آنها را مسخ كرديم و گفتيم : به شكل بوزينه شويد كه بس دور و بازمانده و محروم از رحمت خدا باشيد
و آنگاه فرمان نافذ خداى تو بر اين قرار گرفت كه تا روز قيامت كسى را به عقوبت و عذاب سخت بر آنها برانگيزد كه پروردگار تو همانا زود كيفردهنده ستمكاران و نيز بر خلق بسيار بخشنده و مهربان است .
تفسير
وَ سْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كانَتْ حاضِرَةَ الْبَحْرِ
تا سر انجام بد اهل آن قريه را به يادشان بياورى كه كارهاى بد آنها چگونه عاقبت ، آنها را گرفتار كرد تا اينكه آن را نصب العين خود قرار دهند و ياد آورى قوم تو نيز باشد .
إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ
بدل از ( القريه ) به نحو بدل اشتمال است ، و معنى آن اين است كه از حال اهل قريه از وقت تجاوزشان از تعطيلى شنبه بپرس . و آوردن مضارع با اراده ماضى اشاره به اين است كه آنها بر اين تجاوز استمرار داشتند ، و در روز شنبه از حدود خدا تجاوز مىكردند زيرا كه روز شنبه عيد آنها بود و براى آن روز احترام خاصّى قائل بودند ، و روز يكشنبه عيد نصارى است چنان كه جمعه عيد براى امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است .
و از همين جاست كه صابئين ادّعا كردند كه انبياى عرب