مىگذارند ، و فطرت هر انسانى بر اين است كه اگر بهتر را بشناسد آن را بگيرد .
نظاير اين معنى در قول خداى تعالى به پيامبر ما صلّى اللّه عليه و آله است كه مىفرمايد :
قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ
« 1 » ، و قول خداى تعالى :
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ
« 2 » دلالت بر قوّت نفس نبىّ ما صلّى اللّه عليه و آله نسبت به موسى عليه السّلام است زيرا چنين به ذهن مىرسد كه چه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با مؤمنين امر يا نهى نمايد و چه حكايت و داستان گويد ، طورى در آنان اثر مىكند كه سبب افعال نيكويى مىشود كه بعد از آن ذكر شده است . به خلاف موسى عليه السّلام كه فقط امر او اثر مىكند .
و چون قوم از جهت ضيق قلب و عدم وسعت نظر جامع همهء مراتب نيستند ، بلكه هر كس از آنان كه در مرتبهاى باشد حكم مرتبهء عالى و دانى در حقّ او جارى نمىشود ، و خوب و خوبتر در حق او حكم همان مرتبه است و حكم مرتبهء بالاتر يا پايينتر در حقّ او قبيح است .
لذا خداوند به موسى عليه السّلام امر نمود كه به قومش امر كند كه بهترين موعظه و بهترين الواح را بگيرند به اعتبار احكامى كه در آن موجود است كه همهء آنها موعظه خداى تعالى است .
زيرا كه احكام آن الواح مانند قرآن متكثّر و مرتّب است بر
هامش
( 1 ) جاثيه ( 45 ) ، آيه 14 : به كسانى كه ايمان آوردهاند بگو كه از خطاى كسانى كه به روزهاى موعود خدا باور و اعتقادى ندارند درگذرند .
( 2 ) نور ( 24 ) ، آيه 30 : به مردان مؤمن بگو كه چشمان خود را از حرام نگاه دارند .