حسب تكثّر مراتب ، مانند انتقام و كظم غيظ و عفو از بدكننده ، و احسان به او ، كه اين احكام چهارگانه در قرآن ذكر شده است ولى آن بر حسب مراتب انسان مترتّب و مختلف است و بهترين آن بر حسب اختلاف اشخاص در مراتب عبوديّت مختلف مىشود زيرا آن كه در جهنّم نفس واقع است از بدكننده با انتقام تنها به صورت مقابله به مثل راضى نمىشود ، بلكه به چند برابر آن نيز خشنود نگردد .
پس بهترين در حق او انتقام به نحو مقابلهء به مثل است ، چنان كه خداى تعالى فرمود :
( فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ )
« 1 » اگر بر شما تعدّى كردند و از حد گذراندند به مانند همان بر آنها تعدّى كنيد .
و كسى كه از آن جهنّم خارج شود در حقّ او فرو بردن غيظ و ترك انتقام بهتر است ، لكن در حقّ او گذشت و بيرون كردن تيرگى و بدى كردن ، از سينهاش تصوّر نمىشود .
و بهتر در حقّ كسى كه از حدود نفس خارج شده و به حدود قلب توجّه كرده است ، احسن امور ( بهترين كارها ) گذشت و پاك كردن قلب از تيرگى و بدى كردن است ولى در حقّ او احسان تصوّر نمىشود و بهتر در حقّ كسى كه داخل در بيت خدا شده است ، كه مقام قلب است .
زيرا هركس داخل در آن شود ايمن مىگردد و كلمه ( احسن ) در حق او عبارت از رسيدن به مقام حسن است ، پس
هامش
( 1 ) بقره ( 2 ) ، 194 .