درك كرد كه آن بهتر از عبادت ثقلين است از رنج سلوك راحت مىشود ، و قلم از او برداشته مىشود و از شيعيانى مىشود كه قلم از آنها برداشته شده است .
و اگر خدا او را به سبب اختيار شقاوت به خودش واگذار كرد ملحق به شياطين مىشود و اگر خدا او را براى سلوك الى اللّه با اختيار كردن خير و پرهيز از شرّ توفيق داد يا اين است كه با قدم خودش به سوى خدا راه مىپيمايد و خود را در اين راه خسته مىكند به عبارت ديگر : يا اين است كه خدا را عبادت مىكند با بقاى حكم نفس بر او و در قيود انانيّتش ، كه تقرّب او در اين هنگام قرب نوافل ( تقرّبجويى از طريق انجام دادن مستحبّات ) ناميده مىشود ، و چنين شخصى اگر چه در سلوك و عبادت خود را خسته كند و نهايت كوشش را به كار بندد داراى شأنيّت مواصله و مشاهده نمىشود ، و براى او جز دورى و جدايى چيزى حاصل نمىگردد .
يا اين كه سالك الى اللّه است و خدا را عبادت مىكند بدون اين كه حكم نفس و اثرش بر آن باقى بماند كه تقرّب و نزديكى او قرب فرائض ( تقرّب خدا از طريق انجام دادن واجبات ) ناميده مىشود ، و اين از آن جهت كه از حدود نفس و قيودش خارج شده و حجاب انّيّت را از خودش برداشته است داراى شأن مواصله و مشاهده است ، بلكه او شاهد و مشهود در هر شاهد و مشهودى است ، و بصير و مبصر ، و سميع و مسموع است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 415
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤١٥