و برسام « 1 » شدهاند و كسانى كه در خواب رؤياهاى دروغ مىبينند .
محقّقا هيچ يك از اين افراد و يا كسانى كه بر عالم آنها و كيفيّت ادراكشان مطّلع شدهاند شك نمىكنند كه مدركات آن افراد چيزهايى است كه حقيقتا قابل رؤيت است و سلب رؤيت از آنها صحيح نيست .
پس رؤيت در مدركات جزئى قابل اندازه گيرى ، عبارت از قوّهء ادراك و شدّت آن است به نحوى كه ادراكى قوىتر و تمامتر از آن تصوّر نمىشود خواه به وسيلهء آلت مخصوص باشد ، و خواه آنچه كه درك شده همراه مادّه باشد يا همراه مادّه نباشد .
پس اطلاق آن بر اندازههاى مجرّد از مادّه هم صحيح است همانطور كه اطلاق آن بر اندازههاى مادّى صحيح است و اختصاصى به امور مادّى ندارد و اين تفاضل و برترى و فرق در مدركات عقلى مجرّد از مادّه و اندازه ، نيز جريان دارد ، زيرا كه گاهى وجود عقول كلّى و ملائكهء مقرّبين به توهّم مىآيد ، سپس اين توهّم اشتداد پيدا مىكند و به شكّ تبديل مىشود ، سپس ظنّ ، سپس علم عادى و تقليدى ، و سپس علم يقينى و برهانى مىشود .
پس آنگاه كه اين علم اشتداد پيدا كند به نحوى كه شخص عالم را از مادّه و پردههاى آن رها ساخته و آن را در عالم بالا برده
هامش
( 1 ) برسام : سينه درد ، ورم سينه ، التهاب پردهء بين كبد و قلب در عربى ذات الجنب يا برسام ( به كهرباء ) مىگويند . ( فرهنگ عميد )