توهّم درك مىشود و گاهى به صورت شكّ و ظنّ و گاهى به صورت علم عادّى و معمولى ، و تقليدى ، و يقينى برهانى ، و يقينى شهودى ، و فرق و وجود برترى بين آنها مخفى نيست ، و قوىترين و تمامترين و شديدترين آن ، عبارت از علم شهودى است كه آن را در آن تصديق شخصى به اعتبارى رؤيت مىنامند ، چنان كه علم و شهود و عيان و تصديق به اعتبارات ديگر ناميده مىشود و از اينجا دانسته مىشود كه رؤيت بصيرتى اختصاصى به رؤيت با چشم ندارد ، و رؤيت با چشم مشروط به اين است كه بيننده در مقابل مرئى قرار گيرد يا در حكم مقابل هم باشند ، مانند ديدن در آينه و آب و به توسط هر جسم شفافى ، مشروط بر اين كه بيش از حدّ نزديك و يا دور نباشد و آفت در چشم وجود نداشته باشد .
و مهمّ در رؤيت عبارت از توجّه نفس به آلت و وسيلهء ديدن و فعل آن است ، زيرا كه ادراك بصرى صنعت نفس است و لكن در مقام نازلهء آن قوّهء باصره وسيلهء بينايى است .
و ادراك بصرى و رؤيت حقيقى در قوّهء مخيّله ، مانند درك در عالم مثال است مانند : رؤيت مكاشفين و خواب بينندگان كه خوابهاى صادق مىبينند ، و همچنين حمل بر ادراك عين خيال در عالم خيال مىشود مانند رؤيت كسانى كه دچار مرض سرسام « 1 »
هامش
( 1 ) سرسام ورم سر يا دماغ ، التهاب سر و غشاء آن كه با تشنج و پريشان حواسى و هذيان ( شبيه ديوانگى ) همراه است .