تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧

تفسير

وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ
التفات از تكلّم به غيبت است و اشاره به اين است كه تكلّم از مقام ظهورش صادر شده است ، كه آن ولايت مطلق است كه به على عليه السّلام محقّق شده است ، چنان كه على عليه السّلام در شب معراج با حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله متكلّم بود . و هنگامى كه موسى كلام خداى تعالى را شنيد شوقش شديد شد و حرارت طلب او شعله كشيد ، و نتوانست خود را نگهدارد ، پس چيزى را كه قابل شهود و رؤيت نبود خواستار شد . با اين كه موسى هنوز در محدوديّت و غيبت بود و هنوز انانيّت بر او باقى بود ، و شأن محدود اين نيست كه بتواند مطلق را درك كند و آن را ببيند . زيرا كه از شرائط رؤيت و ادراك اين است كه رائى ( بيننده ) از سنخ مرئى ( ديده شده ) باشد يا مرئى از سنخ رائى باشد و گرنه رؤيت واقع نمىشود و مشاهده حاصل نمىگردد . آيا نمىبينى كه نفس در مشاهده اجسام احتياج به آلت جسمانى و نيروى جرمى دارد ؟ ! و آن قوّه جسمانى محتاج به اين است كه صورت از مادّهء تجريد شود ، چون نفس داراى نوعى از تجرّد است . چون موسى نتوانست خود را نگهدارد گفت :
قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي
پروردگارا خود را به من بنما تا ببينمت ، خدا گفت : هرگز تو مرا نتوانى ديد ، زيرا