خودش با خدا براى اين است كه خداوند سبب نجات است .
يا اين كه عطف است بر ( اورثنا ) به تقدير ( قلنا اذكروا ) يعنى گفتيم كه به ياد آوريد وقتى را كه شما را نجات داديم كه در صورت خطاب از جانب خدا با آنهاست تا به آنها نعمت بزرگى را ياد آورى كند و آن رهايى از شدّت عذاب آل فرعون است .
يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذابِ
شما را به زحمت انداخته و شكنجه مىدادند و عذاب سختى را تحميل مىكردند . اين جمله مستأنف است كه جواب سؤال مقدّر باشد و يا حال است .
يُقَتِّلُونَ أَبْناءَكُمْ
پسرانتان را مىكشند ، بدل از جمله اوّل است بدل تفصيل از اجمال يا مستأنف است ، يا حال مترادف است ( شكنجهء سخت مترادف با كشتن فرزندان است ) يا حال متداخل ( كشتن فرزندان جزئى از شكنجه شديد مىباشد ) .
وَ يَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ
و زنان و دخترانتان را زنده نگه مىداشتند و براى برده گرفتن دخترانتان سبقت مىجستند ، يا اين كه حياى زنانتان را تفتيش مىكردند يعنى فرجهاى آنان را جهت جستجوى عيب مانند كنيزان تفتيش مىكردند ، يا اين كه به دنبال حمل مىگشتند ، چنان كه تفصيل آن در اوّل سورهء بقره گذشت .
وَ فِي ذلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ
و در آن ، آزمايش و محنتى شديد براى شما بود كه از جانب پروردگارتان به دست دشمنانتان انجام مىشد . تفسير كردن بلا به نعمت و قرار دادن نجات بر آن آزمايش بعيد به نظر مىرسد .