بودند به پيش موسى آمدند و نزد او اجتماع كردند ، و اين خبر به فرعون رسيد و از هامان نظر خواهى كرد هامان گفت : من ترا از آزاد كردن بنى اسرائيل نهى كردم ، حال همه دور موسى را گرفتند و نزد او جمع شدند .
فرعون بىتابى كرد و اشخاصى را به شهرها فرستاد و خود در طلب موسى خارج شد كه بالاخره در دريا غرق گشت .
وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا
يعنى قومى را كه مورد استضعاف قرار گرفته بودند وارث مشرقهاى كشور مصر و مغربهاى آن ، يا ملك مصر و شام قرار داديم .
الَّتِي بارَكْنا فِيها
كه آنجا را به سبب زيادى نعمتها از حبوبات و ميوهها و غير آنها بركت داديم .
وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنى عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ بِما صَبَرُوا
كلمهء ( حسنى ) به اين است كه وارث زمين شوند كه خداى تعالى فرمود :
( نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ )
در تفسير ( كلمه ) بايد گفت : كلمه اختصاصى به حروف مركّب كه از تقاطع هواى تنفّسى با مخارج حروف حاصل مىشود و براى معنايى از معانى وضع شده است ندارد ، بلكه هر چيزى كه دلالت بر غير خودش از كلمات عينى بكند آن كلمه است .
و تحقيق مطلب اين است كه حقّ نسبى و مضاف همان مشيّت است كه نفس رحمان و اضافهء اشراقى اوست و نيز ربّ