فرستاد كه زراعتهاى آنها را از بين برد و قحطى و گرسنگى شديدى به آنها رسيد باز هم فرعون سخن سابقش را مبنى بر آزاد كردن بنى اسرائيل تكرار كرد و آفت را نيز خداوند از آنها برداشت .
خداوند بعد از آن قورباغهها را فرستاد كه در طعام و شرابشان وارد مىشدند ، بعضى گفتهاند ، : از عقب و گوش و بينىهاى آنها قورباغه بيرون مىآمد ، آنان بىتابى كردند و مانند گفتار اوّلشان سخن گفتند ولى وفا نكردند ، خداوند هم رود نيل را تبديل به خون كرد بدين گونه كه قبطى آن را خون و اسرائيلى آن را آب مىديد .
قبطى خون مىآشاميد و اسرائيلى آب ، تا آنجا كه قبطى به اسرائيلى مىگفت : آب را در دهنت بگير و به دهن من بريز وقتى كه به دهن او مىريخت تبديل به خون مىشد .
قبطيان بىتابى كردند دوباره همان سخنان سابق را گفتند و حرف سابقشان را تكرار كردند ولى باز به عهدشان وفا ننمودند .
خداوند به آنها رجز كه عبارت از برف و يخبندان است ، فرستاد ، عدّهاى مردند و ديگر مردم بىتابى كردند زيرا آن چنان سختى بديشان رسيده بود كه هرگز مانند آن را به ياد نداشتند .
پس خداوند اين بلا را نيز از آنها بر طرف نموده فرعون نيز بنى اسرائيل را آزاد ساخت ، و آنها دور موسى جمع شدند ، و موسى از مصر خارج شد ، و كسانى كه از دست فرعون فرار كرده
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 397
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣٩٧