مردم به موسى عليه السّلام ايمان آوردند .
نگاه كن هر كس در دين او داخل شود او را حبس كن ، پس فرعون از بنى اسرائيل هر كس را به موسى ايمان آورد حبس كرد .
موسى به سوى او آمد و به او گفت بنى اسرائيل را آزاد بگذار ، و فرعون آنها را آزاد نكرد .
خداوند در آن سال طوفان را نازل كرد . خانهها و مساكن آنها را خراب نمود تا جايى كه به صحرا رفتند و خيمهها زدند .
فرعون به موسى گفت : دعا كن تا طوفان از ما بازايستد تا من هم بنى اسرائيل و يارانت را آزاد كنم .
موسى از پروردگارش خواست و خداوند طوفان را از آنها دور كرد ، فرعون قصد كرد كه بنى اسرائيل را آزاد سازد .
هامان گفت : اگر بنى اسرائيل را آزاد سازى موسى به تو غلبه خواهد كرد و ملك تو را زائل خواهد نمود ، فرعون سخن او را پذيرفت و بنى اسرائيل را آزاد نكرد .
در سال دوّم خداوند ملخ را نازل نمود كه هر چيزى كه از گياه و درخت داشتند مىخوردند و خالى مىكردند تا جايى كه حتّى موها و پرها را ملخها مىخوردند و فرعون در اين مورد بىتابى نمود و گفت : اى موسى پروردگارت را بخوان تا ملخها را از ما باز دارد و من هم بنى اسرائيل و يارانت را آزاد مىكنم .
موسى دعا كرد و خداوند ملخ را از آنها منع كرد باز هم هامان نگذاشت بنى اسرائيل را آزاد كند .
سپس خداوند در سال سوّم شپشك ( آفت گندم ) را
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 396
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣٩٦