تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
آنها اندوهناك باشم در حالى كه آنها كافر بودند يا چگونه به آنها دعا كنم و به آنها نفرين نكنم ؟ !
وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ
( بأساء ) سختى و فقر و سختى در جنگ است . ما به هيچ شهر و ديارى پيامبرى نفرستاديم مگر اين كه اهالى آنجا را به كيفر كفرشان به رنج و سختى گرفتار ساختيم .
وَ الضَّرَّاءِ
يعنى ضرر در اموال و انفس .
لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ
شايد به تضرّع آيند و متنبّه شوند . بدان كه مانع از قبول نبوّت و انقياد و تسليم تحت احكام قالب و مانع از قبول ولايت و تسليم تحت احكام قلب عبارت از استبداد انسان در راى و استقلالش در امر و تصوّر عدم احتياج به غير مىباشد ، و همه اين‌ها از صفات نفس و خيال است ، و هم اين صفات است كه مانع از ظهور حقّ بودن محقّ ، و مانع از بطلان مبطل است . و چون تماميّت دعوت به سبب مواردى چون : وجود داعى و دعوت او و استعداد قابل و استحقاق او ، و منتفى شدن مانع و منع آن مىباشد . لذا خداوند هر وقت بخواهد قومى را هدايت كند و آنها را به سوى حق فراخواند اعمّ از اين كه در عالم صغير باشد يا در عالم كبير كسى را به سوى آنان دعوت مىكند كه آنها را به حق فرا خواند تا دعوت محقّق شود ، مدعوّين را به شدايد و محنت‌ها گرفتار سازد تا مستعدّ و آماده اين دعوت شوند ، و مانعى كه موجب عدم قبول دعوت‌كننده و حجابى كه مانع از ظهور حقيقت است ، برداشته شود ، باشد كه
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 364 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى