ترجمه :
( 7 / 94 - 92 )
آنان كه شعيب را تكذيب كردند هلاك شدند و اثرى از آنها باقى نماند و خود به زيان افتادند ،
شعيب از آن مردم بىايمان روى گردانيد و گفت اى قوم من به شما رسالتهاى خود را ابلاغ كردم و براى اتمام حجّت شما را پند دادم اكنون كافر شديد پس من چرا بر هلاك كافران غمگين باشم ،
و ما هيچ پيامبرى را به هيچ شهر و ديار نفرستاديم مگر آنكه اهلش را به شدايد و محن گرفتار ساختيم . تا مگر توبه كرده به درگاه خدا تضرّع و زارى كنند .
تفسير
الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كانُوا هُمُ الْخاسِرِينَ
و آن ردّ قول آنهاست كه مىگفتند : ( اگر پيروى شعيب بكنيد شما هرآينه از زيانكارانيد ) و چون رد بر آنهاست ضمير فصل آورده تا اشاره به حصر اضافى باشد . « 1 »
فَتَوَلَّى عَنْهُمْ
بعد از هلاك كردن آنان يا قبل از هلاك كردن ، از آنها روى گردانيد ، آوردن ( فاء ) براى ترتيب در آوردن خبرهاى مربوط به شعيب عليه السّلام مىباشد ، نه ترتيب در تحقّق مطلب .
وَ قالَ يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ فَكَيْفَ آسى عَلى قَوْمٍ كافِرِينَ
يعنى چگونه من بر هلاك شدن
هامش
( 1 ) ضمير ( هم ) . . . در عبارت( كانُوا هُمُ الْخاسِرِينَ )كه براى انحصار و تأكيد به انحصار مىآيد .