تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦

تفسير

ثُمَّ بَدَّلْنا مَكانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ
يعنى عادت ما گاهى مبتلا كردن به سيّئات و بديهاست و گاهى ديگر مبتلا كردن به خوبى و حسنات است ، تا اين كه حجّت و دعوت ما تمام شود ، و آنها را در قبول دعوت مسلوب الاختيار قرار نداديم ، زيرا كه در اجبار قرار دادن آنان ، خواستهء ما كه عبارت از امتياز سعيد و خوشبخت از شقىّ ، و عمارت و آبادى دنيا و آخرت است ، حاصل نمىشود .
حَتَّى عَفَوْا
يعنى آثار سختىها و محنت‌ها و درد و رنج را از ياد بردند و از دلهايشان محو كردند ، يا اين كه تضرّع و درماندگىهايشان را فراموش كردند ، و يا اين كه چون مال و اولاد ، يا علم آنها زياد شد ، مغرور شدند ، و ناسپاسى ورزيدند .
وَ قالُوا
و به زبان حال يا قال گفتند :
قَدْ مَسَّ آباءَنَا الضَّرَّاءُ وَ السَّرَّاءُ
پدران ما نيز دچار سختى و آسايش بوده‌اند ، يعنى اين كه شدّت و محنت از عادت دهر و روزگار است ، اين سخن را بدان جهت گفتند تا اشاره به اين مطلب كرده باشند كه ترك لذّت و بهره‌مندى سزاوار نيست . و به التجا و تضرّع نيز نيازى نمىباشد .
فَأَخَذْناهُمْ بَغْتَةً
بدون اين كه علاماتى از پيش بفرستيم ناگهان آنان را ( در خشم خويش ) فروگرفتيم .
وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
و چون علامتى نداشته است متوجّه نشدند .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 366 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى