تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
اينكه منوط به علّت تعلّق بازگشت به مشيّت باشد . ( منظور اين است كه كافر بودن به علّت عدم لياقت آنان مىباشد نه اينكه مشيّت خداوند بر كفر آنان تعلّق گرفته باشد و بدان علّت نتوانند ايمان بياورند ، پس كفر ، با لذّات نيست بلكه با تعرّض است كه در نتيجهء عدم پرورش فطرت به نحو مطلوب حاصل مىشود كه يا ايمان را قبول نمىكنند و يا اينكه اگر قبول كردند ، آن را نقض مىكنند ) .
وَسِعَ رَبُّنا كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً
لفظ ( ربّنا ) را تكرار كرد تا زيادى قدرت ربوبيّت خدا را بفهماند ، و جمله يا حال از
اللَّهِ
است يا مستأنف است جواب سؤال محتمل يا براى مدح است .
عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا
ما بر خدا توكّل مىكنيم . اسم ظاهر به جاى ضمير آورد تا الهيّت را در نفوس تمكين بخشد و نيز اشعار بعلّت حكم باشد .
رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ
پروردگارا ميان ما و قوم كافر به حق و عدالت داورى كن پس از آنكه با قومش احتجاج كرد ، آنها درخور كفر خودشان جواب دادند و در نتيجه چون سخنانش اثرى در آنها نكرد ، به خدا پناه برد و از او استغاثه نمود ، كلمهء فتح به معنى قضاست يا به معنى فضل ، يا از فتح و پيروزى است كه در امور صعب و سخت استعمال مىشود .
وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ وَ قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْباً إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ
گفته آن ملأ ( پس از نخوت و تكبّر و كفر ) اين بود كه شما در دنيا از زيانكاران مىشويد بدين
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 361 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى