وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ
اگر مردم قريههاى عالم كبير يا قريههاى عالم صغير ، با بيعت عامّ ايمان مىآوردند ، يا با بيعت خاصّ تقوى پيشه خود مىساختند ، درهاى بركات خود را بر آنها مىگشوديم .
زيرا كه تقواى حقيقى ممكن نيست حاصل شود مگر با ولايت كه با بيعت خاص حاصل شود ، زيرا كه حقيقت تقوى چنان كه گذشت عبارت از دورى جستن از راه كج نفس است كه سالك را به ملكوت سفلى مىرساند .
و به عبارت ديگر : تقوى عبارت از دورى جستن از سلوك به ملكوت سفلى كه سراى جنّيان است ، و اين دورى جستن ممكن نيست مگر با تشخيص راه راست كه سالكش را به ملكوت عليا و سلوك آن راه مىرساند ، و اين امتياز و شناخت راه مستقيم حاصل نمىشود مگر به سبب ولايت كه با بيعت خاصّ دعوت باطنى متحقّق مىشود .
زيرا كه با آن بيعت است كه در قلب به ملكوت عليا باز مىشود و راه قلب به آن ملكوت عليا كه همان طريق مستقيم است ظاهر و هويدا مىگردد .
و براى اشاره به همين معنى ، تقوى را از ايمان مؤخّر نمود اگرچه به معنى ديگر بر ايمان مقدّم است .
يا معنى آن اين است كه اگر اهل قريهها با ايمان خاصّ ايمان بياورند ، كه با بيعت خاصّ ولوى حاصل مىشود ، و از آنچه كه منافى با ايمانشان است بپرهيزند ، ايمانى كه داخل در