تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
مىآيد كه بر خدا افترا ببنديم ، و آن چيزى است كه من از آن فرار مىكنم و شما را بر آن ذمّ مىكنم ، و لزوم افترا يا به اعتبار ادّعاى نبوّت از جانب خداست ، يا به اعتبار تصحيح دين آنهاست با اينكه دين آنها نزد خدا باطل است ، يا به اعتبار اينكه قبلا از عود و بازگشت ، دين آنها را ابطال كرده باشد كه لازم مىآيد وقت عود ، ابطال قبلى را افترا بداند . يا اينكه لازم مىآيد بعد از دخول ، دين خودش را باطل بداند . يا به اعتبار همه اين معانى است .
بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْها
بعد از اينكه خدا ما را از آن نجات داد ، و در آوردن لفظ
نَجَّانَا
جاى ( اخرجنا ) دلالت بر اين است كه شعيب بر دين آنها نبوده است و چون از قول آنها :
أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا
( يا به آيين ما بگرديد ) از جهت تهديد آنهاست اجبار به بازگشت ، كه در جواب به
أَ وَ لَوْ كُنَّا كارِهِينَ
اكتفا نكرد ، بلكه لفظى آورد تا دلالت كند بر اينكه آنها قدرت بر اجبار ندارند مگر اينكه خدا بخواهد تا هم ردّ آنها باشد و هم از وجه ديگرى اظهار دعوى توحيد باشد ، پس فرمود :
وَ ما يَكُونُ لَنا
يعنى براى ما ممكن نيست پس شما نيز نمىتوانيد ما را مجبور سازيد .
أَنْ نَعُودَ فِيها إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّنا
كه به آن آيين برگرديم مگر آنچه كه خدا پروردگار ما است بخواهد ، توصيف به مشيّت براى اشاره به اين است كه او قدرت تصرّف دارد و كنايه از اين است كه تصرّف كفّار در وجودشان جائز نيست ، تا