تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
بر دين آنها بوده و سپس از دين آنها خارج شده و ادّعاى نبوّت كرده است تا خودش را عزيز گرداند ، گفتند : بايد به ملّت ما برگردى . يا اينكه شعيب عليه السّلام قبل از تكليف در ظاهر به سنّت آنها عمل مىكرد ، يا اينكه در اطلاق لفظ ( عود ) جانب پيروى از آنها غلبه داده شده است ، يا اينكه عود از افعال ناقصه به معنى شدن است . به هر تقدير از اين معنى لازم نمىآيد كه شعيب بر دين باطل باشد تا اين اشكال وارد شود كه انبيا از خطا و شرك معصوم نيستند .
قالَ أَ وَ لَوْ كُنَّا كارِهِينَ
يعنى با اينكه ما اعتقاد به آئين شما نداريم ما را بدين خودتان بر مىگردانيد ، يعنى اينكه دخول در دين شما به طور حقيقى نمىشود مگر اينكه اعتقاد به صحّت آن وجود داشته باشد و اعتقاد به صحّت دينى واقع نمىشود مگر دليل و حجّتى در بين باشد ، و شما دليلى بر صحّت دينتان نداريد ، بلكه من دليل بر بطلان اعتقاد شما دارم . پس چگونه تصوّر مىشود كه من در دين شما داخل شوم ؟ با اينكه دخول در آن را امرى ناپسند مىدانم .
قَدِ افْتَرَيْنا عَلَى اللَّهِ كَذِباً
مصدر تأكيدى است يا اينكه كلام مبتنى بر اين است كه لفظ ( افتراء ) از مفهوم كذب خالى شود .
إِنْ عُدْنا فِي مِلَّتِكُمْ
يعنى اگر به دين شما برگرديم لازم
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 359 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى