تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
او ملحق شود ، خود كلّا مصلح حقيقى مىگردد . و اگر بعد از حصول عقل و شأنيّت اصلاح ، خدا او را خوار گردانيد و اسلام را طلب نكرد ، يا طلب كرد و داخل در آن شد و ايمان را طلب نكرد ، يا آن را نيز طلب كرد و داخل در آن شد ولى پروردگارش را نخواند و دعا نكرد و ملحق شدن به ملكوت او را طلب ننمود ، چنين شخصى در هر دو عالم مفسد است ، پس گويا كه گفته است : بخوانيد پروردگارتان را و دعا را ترك نكنيد تا بر اثر ترك آن در زمين فساد كرده باشيد .
بَعْدَ إِصْلاحِها
بعد از اين به امر خدا كار آن اصلاح پذيرفت اين اصلاح بالقوّه به جهت حصول عقل ، يا بالفعل به سبب اسلام و ايمان مىباشد و همچنين است در بقيّه اقسام آن ، پس قول خدا ( در زمين فساد نكنيد ) از قبيل اقامهء مسبّب جاى سبب است ، گويا كه گفته است : دعا و پناه بردن به خدا تضرّع را ترك نكنيد كه نتيجهء ترك تضرّع فساد كردن در دو زمين ( زمين عالم صغير و عالم كبير ) است بعد از شأنيّت اصلاح يا بعد از فعليّت اصلاح آن دو . و چون اين دعا غايت هر عبادت و طاعت است آن را با ذكر جهتى از جهات ديگر دعا تكرار كرد و فرمود :
وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً
خوفا و طمعا هر دو مصدرند يا هر دو حال هستند چنان كه گذشت و معنى آن اين است : ترس از فراق او و عدم اجابت او ، و طمع در لقاى او و اجابت او ، و ساير وجوه محتمل به همين معنى بر مىگردد .