رشد و تكليف نرسيده شأن او شأن چهار پايان است كه خواستهايش را بهر نحوى كه اتّفاق بيفتد طلب مىكند ، و همچنين است در رفع ناسازگاريها و او در اين مرحله داراى امتثال و فرمانبرى نيست مگر نسبت به كسى كه از او بر بدنش مىترسد ، و او داراى شأن و اصلاح در زمين عالم صغير ، و يا در زمين عالم كبير نيست .
پس آنگاه كه به حدّ بلوغ رسيد و داراى عقل شد براى او شأنيّت امتثال امر و اصلاح در دو زمين عالم صغير و كبير فىالجمله حاصل مىشود .
پس اگر توفيق يار او شد ، و دعوتكنندگان الهى با دعوت عامّ ظاهر ، او را دعوت كردند ، و او نيز از آنها قبول كرد و با بيعت عامّ نبوى مطيع آنها گشت و مسلمان شد شأنيّت اصلاح براى او كامل مىشود و فىالجمله انقياد و طاعت براى او حاصل مىگردد .
و اگر توفيق او رو به فزونى گذاشت و دعوتكنندگان الهى با دعوت خاصّ باطنى او را دعوت كردند ، و او نيز از آنها قبول كرد و با بيعت خاصّ ولوى با آنها بيعت كرد و انقياد و اطاعت براى او كامل گشت ، در اين صورت به ملكوت دعوتكننده ملحق شده و براى او حالت حضور حاصل مىشود ، در نتيجه مصلح حقيقى در هر دو عالم خواهد بود . يا اينكه درخواست ملحق شدن مىكند و در اين مرحله شأن او دعا كردن و تضرّع و پناه بردن به او در مقام و موقع غيبت اوست تا اينكه به
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 321
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣٢١