گفته شود كه مقصود از تضرّع دعاست با آگاهى به آن اعمّ از اينكه با زبان قالب باشد يا با زبان قلب ، و مقصود از خفيه دعا به زبان حال و استعداد است ، بدون آگاهى به آن .
زيرا كه خفيهء حقيقى آن است كه دعاكننده به آن آگاه نباشد ، و اگر امر و تكليف به آن تعلّق بگيرد به اعتبار مقدّمات دعاست كه با شعور و اختيار انجام مىگيرد و ممكن است گفته شود كه مقصود از تضرّع دعا به لسان قالب است و مقصود از خفيه دعا به لسان قلب است با آگاهى و احساس به دعا در هر دو مورد ، و اين دو معنى همان است كه در عرف صوفيان ذكر جلى و ذكر خفى ناميده مىشود .
إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ
به درستى كه خداوند معتدين يعنى متكبّرين را كه از دعا استنكاف دارند و از مرتبه و شأن و حدودشان تجاوز كردهاند ، دوست ندارد .
زيرا كسى از بندگان خدا ، كه خدا را نخوانده و دعا نكند از شأن عبوديّتش تجاوز كرده است .
يا اينكه مقصود از معتدين كسانى هستند كه در دعا از حدّ دعا و شأن داعى از قبيل تضرّع و انكسار تجاوز كردهاند ، يا از حدّ وسط بهوسيله بلند كردن صدا در دعا تجاوز كردهاند ، يا از حدّ وسط بين ترك و اصرار تجاوز نمودهاند .
در روايت وارد شده است كه مظلوم آنقدر بر ظالم نفرين مىكند تا اينكه خودش ظالم مىگردد .
وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ
بدان كه انسان مادام كه به حدّ