مىكردند ، و آنان از ناحيه ظلم شديدتر از كسانى هستند كه فقط آيات خدا را تكذيب كردند ، و آن كس كه بر خدا چيزى را مىگويد كه نمىداند از ناحيه ظلم سبكتر از آن دو است ، زيرا كه آن ، چنان كه گذشت ، منافات با تصديق آيات ندارد .
أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ
زيرا گذشت كه چنين شخصى مستحقّ همراهى آتش است و مقصود از تكذيبكنندهء آيات خدا ، كسى است كه از پيشوايان ستم پيروى نمايد ، و مقصود از آيات ، بزرگترين آيات و غايت آنهاست كه عبارت از ولايت است . و مقصود از افترا زنندگان و تكذيبكنندگان منافقين امّت است كه دعوت ظاهرى را قبول كرده و با محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم به بيعت اسلامى بيعت كردهاند ( ولى بيعت و لوى ننمودند ) اين معنى از بقيّه قول خدا به قرينه معلوم مىگردد كه مىفرمايد :
أُولئِكَ يَنالُهُمْ نَصِيبُهُمْ مِنَ الْكِتابِ
به آنها بهرهاى از كتاب مىرسد . مقصود از كتاب ، همان كتاب معهود است كه به كتاب نبوّت تفسير شده است .
زيرا براى قبول دعوت ظاهرى و احكام قالبى اسلامى شرافت و اثرى است پس هر كسى كه قبول كند و عمل نمايد و نصيبى از آخرت نداشته باشد اثر آن عمل و بهره موعود در دنيا به او مىرسد تا آنكه از دنيا خارج شود و حقّى بر خدا نداشته باشد ، هر كس با اسلامش و قبول احكام آن ثواب دنيا را بخواهد به او داده مىشود و در آخرت براى او هيچ بهرهاى نيست .
حَتَّى إِذا جاءَتْهُمْ رُسُلُنا يَتَوَفَّوْنَهُمْ
تا آنكه فرستادگان ما