تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
بر آن نازل نشود شرك به خدا نمىشود . و شرك حال و شهودى به خدا جز شرك آوردن به هر دو ولايت تكوينى و تشريعى نيست ، پس در آنجا نيز مقيّد كردن به ظاهر و باطن ، بجا و صحيح است ، و احتياجى به تفسير متكلّفانه‌اى كه بعضى آورده‌اند ، نيست . و موحّد حقيقى : يا مشرف بر توحيد است يا اين كه قول و فعل و اعتقاد و اخلاقش در جهت توحيدش قرار دارد يا اين كه در جهت توحيد و ايمانش نيست . پس آنچه كه در جهت ايمان نباشد حلال نيست . چنان كه مولوى مىفرمايد :
كفر گيرد ملّتى ملّت شود
و آنچه كه از جهت ايمان صادر نشود ، ملحق به افعال كافر و منتسب به اخلاق او است . و لكن مؤمن به جهت قوى بودن محبّتش يا از جهت وجدان و شهودش يا از جهت عادت سابقى كه به سهل انگارى در سخن گفتن دارد گاهى بر زبانش چيزى جارى مىشود كه از عالم وقتش نگرفته است و به آن از ناحيه شهود و وجدان يقين پيدا نكرده است ، يا يقين پيدا كرده ولى موافق حال خودش يا حال شنونده به حسب وقت و مكان نمىباشد ، پس خداى تعالى از آن نهى كرده است ، اگر چه آن از جهت ايمانش صادر شده باشد . بنابراين تقدير قول خداى تعالى
ما لا تَعْلَمُونَ
چنين مىشود : ( ما لا تعلمون عينه او وقته ، او مستمعه ، او موافقته