خاصيّت مردانه است . و به اين سه معنى به سه كلمهء : فواحش ، اثم و بغى ، اشاره شده است .
و حاصل حصر اين است : كه انسان يا كافر به كفر حقيقى است يا مشرك است به شرك حقيقى و يا مؤمن است . و هر چه كه از كافر صادر مىشود بر او حرام است چه قول باشد يا فعل يا اخلاق ، زيرا همهء آنها تابع كفر و حرام است و آن بر سه قسم منقسم مىشود كه به وسيلهء آنچه كه ذكر شد از ذكر كفر بىنياز است ، زيرا آنچه كه ذكر شد مستلزم كفر بوده و شامل محرّمات مشرك و مؤمن است كه از جهت كفر صادر مىشود .
و مشرك داراى جهت كفر و جهت ايمان مىباشد ، و آثار مشرك از جهت كفر ملحق به آثار كفر است و از جهت ايمان ملحق به آثار ايمان . و آثار مؤمن از جهت ايمان براى او حلال است مگر اين كه قولى را بدون علم - طبق تفصيلى كه مىآيد - به خداوند نسبت بدهد .
و چون مقصود از بغى مطلق تسلّط و بسط يد و حكومت و رياست است خداى تعالى آن را مقيّد به غير حقّ بودن نمود ، و بغى از ( بغى ، بغيا ) به معنى قدرتمند شدن است ، و احتياجى نيست كه قيد را بيان قرار دهيم كه خلاف ظاهر است .
و قيد شرك آوردن به جايى كه برهان بر آن نيست اشاره به اين است كه مقصود از شرك به خدا ، شرك به ولايت است ، و شرك به ولايت تكوينى يا به سبب مرمّت معاش است ، يا لذّت بردن نفس ، و آن دو اگر از جهت امر الهى باشد مادام كه برهانى
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 280
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٨٠