است .
و به همين معنى كفر و شرك در آيات تفسير به كفر به ولايت و شرك به ولايت شده است ، و اين كفر و شرك غير از كفر و شرك ظاهرى است چون ممكن است مسلمان و مؤمنى نيز به آن دو متّصف گردند ، و كافر به اين معنى مطيع نفس و شيطان است و افعال و اخلاق او جز ناشى از اطاعت نفس و شيطان نيست .
و آن افعال يا در قبح و زشتى به نهايت رسيده است به نحوى كه شرع و عقل و عرف آن را قبيح مىشمارند مانند زنا و لواط و درندگى مفرط و حرص و آز مفرط از چيزهايى كه هر كس آن را قبيح مىشمارد و فاعل آن در حين انجام عمل و حتّى از امثال خودش مخفى مىدارد كه آن فواحش ناميده مىشود .
و افعال جوارح كه اين چنين باشند فواحش ظاهرى است ، و رذائل نفس فواحش باطنى است .
گاهى بعضى از افعال جوارح را فواحش باطنى مىنامند در صورتى كه عادت شده باشد به نحوى كه فاعل آن از مردم پنهان ندارد مانند نكاح زوجه پدر كه در جاهليّت بوده ، و مانند نكاح محارم كه در بين هندىها بوده ، و مانند جاسوسى و غيبت و تهمت و لقبهاى بد به همديگر نسبت دادن كه حرمت اينها شديدتر از نكاح محارم است كه در بين مسلمانان شايع شده است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 278
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٧٨