تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
نَصِيبُهُمْ مِنَ الْكِتابِ حَتَّى إِذا جاءَتْهُمْ رُسُلُنا يَتَوَفَّوْنَهُمْ قالُوا أَيْنَ ما كُنْتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالُوا ضَلُّوا عَنَّا وَ شَهِدُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كانُوا كافِرِينَ ( 37 )

ترجمه :

( 7 / 37 - 33 ) بگو اى پيامبر : كه خداى من هرگونه اعمال زشت را ، چه در آشكار و چه در پنهان و گناهكارى و ستم ، حقّ و شرك به خدا را كه براى آن شرك هيچ دليلى نداريد و اين كه چيزى را كه نمىدانيد از جهالت به خدا نسبت مىدهيد حرام كرده است . هر قومى را دورهء اجل معيّنى است كه چون فرارسد لحظه‌اى مقدّم و مؤخّر نتوانند كرد . اى فرزندان آدم چون پيامبرانى از جنس شما بيايند و آيات مرا براى شما بيان كنند پس هر كه تقوى پيشه كرد و به كار شايسته شتافت هيچ ترسى از گذشته و آينده بر آنها نخواهد بود ( نه در دنيا و نه در عقبى ) ، و آنان كه آيات خدا را تكذيب كرده و نسبت بدان سركشى و تكبّر ورزند آنها اهل دوزخند و در آن جاويد معذّب خواهند بود . پس كيست ستمكارتر از آن كه بر خداى دروغ ببندد ؟ يا آيات خدا را تكذيب كند ؟ آنان بر طبق كتاب ( قضا و قدر الهى يا نامهء اعمال ) به كيفر اعمال خويش خواهند رسيد و هنگامى كه فرستادگان ( ملك‌الموت و فرشتگان قبض روح ) قبض روح او كنند گويند چه شدند آنهايى را كه به جاى خدا به ربوبيّت خوانديد ؟ پاسخ دهند آنها همه از نظر ما نابود و ناپديد شدند و آنها بر زيان خويش گواهى دهند كه كافر بوده‌اند و راه هدايت نپيموده‌اند .