انسان مختصرى از اين كتاب است و قرآن به صورت حروف و اصوات ظهور آن كتاب و نزول آن كتاب در لباس نقوش و نوشته از باب ترحّم بر بندگان است .
زيرا كه انسان وقتى كه به مقام تجسّم تنزّل نمود و در ادراكش احتياج به مدركات ( حواس « 1 » ) حيوانى پيدا كرد خداوند به او اين نعمت را داد كه بر او حقايق به صورت حروف و عبارات نازل شود و يا در صورت نقوش و كتابت با مدركات نازله مناسبت پيدا كند ، و چه خوب گفته است :
چون نهاد آن آب و گل بر سر كلاه * گشت آن اسماء جانى روسياه
كه نقاب حرف دم در خود كشيد * تا شود بر آب و گل معنى پديد
و اين كه رسالت و نبوّت جز تحقّق يافتن حقايق عالم نيست ، پس آن دو نيز مراتب عالم هستند ، و نيز دانستى كه همهء آن مراتب در حقيقت ، ظهور ولايت است كه آن فعل حقّ و تجلّى فعلى اوست ، و اين كه ولايت مبدأ و صورت و غايت كلّ است . پس اگر فواتح سورهها عبارت از مراتب عالم صغير يا كبير ، يا مراتب نبوّت يا رسالت يا ولايت يا مراتب وجود نبى صلّى اللّه عليه و آله ( چنان كه وارد شده است ) باشد ، آن فواتح سورهها اسماء نبى صلّى اللّه عليه و آله است ، يا اين كه مقصود از آن ، قرآن يا سورههايى مىباشد كه اين حروف در اوّل آن قرار گرفتهاند چنان كه در اوّل
هامش
( 1 ) مدركات يا مدارك در عربى به معنى حواس به كار مىرود .