كه براى غير ذكر مىشود مانند مناسبات حقايقى است كه شخصى كه خواب است در خواب مىبيند .
زيرا كه حال خلق نسبت به حقايق بدون تفاوت مانند حال شخص خواب نسبت به آن حقايق است ، زيرا كه خلق نسبت به حقايق ، خواب هستند .
لذا اخبار در تفسير آنها مختلف است و خلق در فهم آن و تعبير آن متحيّرند .
و در تفسير آن حروف ، وجوه متعدّد و متخالف و متناسب ، در اخبار و تفاسير ذكر شده است ، و همهء آن تفاسير به همان معنى كه ما ذكر كرديم بر مىگردد .
و تعبير از آن حقايق ، به چيزى مناسب خودش مىباشد .
و تفسير آن حروف ، بر حسب صورت آنها ، از جهت خواص و اعداد و فوايدى كه بر آنها مترتّب است ، و اشارههايى كه از آنها استنباط مىشود ، مانند قيام قيام كنندهاى از فرزندان هاشم وقتى كه مدّت حروف مقطّعه اوّل هر سوره منقضى شود يا انقضاى ملك بنى اميّه وقتى كه « المص » منقضى شود .
چنان كه در اخبار وارد شده است ، منافاتى با آنچه كه ما ذكر كرديم ندارد .
زيرا اين معانى و اشارات از اعتبار حروف آن استنباط
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٣٢