كه شما را متفرّق مىكند ، يعنى شما را پراكنده و اجتماعتان را از بين مىبرد و اتّحاد شما در راه را زائل مىكند .
و چون حدّ وسط بين افراط و تفريط حاصل نمىشود مگر با ولايت ، بلكه حدّ وسط همان ولايت است و ولايت از شئون ولىّ است بلكه همان ولىّ است ، تفسير صراط مستقيم به ولايت و به محمّد صلّى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام چنان كه در اخبار وارد شده است ، صحيح مىباشد . و چون انحراف از حدّ وسط و ميل به افراط و تفريط حاصل نمىشود مگر با پيروى از هواى نفس بلكه آن خود پيروى هوا است ، و هوا در خور دشمنان اهل بيت است پس صحيح مىشود كه پيروى اين راههاى مختلف را به محبّت دشمنان اهل بيت عليه السّلام تفسير كرد .
ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
اين امر سفارشى است بر شما ، باشد كه از راههاى مختلف بپرهيزيد ، زيرا تقواى حقيقى احتراز از راههاى منحرف و ثبات بر راه مستقيم است .
ثُمَّ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ
و آنگاه كتاب نبوّت يا تورات را به موسى داديم ، كه آن صورت نبوّت است ، و عطف به اعتبار معنى است ، گويا كه گفته است : اين چيزى است كه به محمّد صلّى اللّه عليه و آله داديم ، سپس به موسى كتاب داديم ، و عطف به « ثمّ » به اعتبار اين دو خبر و دو اسم علم ( موسى عليه السّلام و محمّد صلّى اللّه عليه و آله ) يا به اعتبار تفاوت دو خبر در شرف به اعتبار موضوع آن دو است .
محتمل است اين جمله عطف بر جمله
ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ
باشد ولى اين عطف از فصاحت بعيد است چون مناسبتى بين آن دو نيست ، و امّا عطف بر