فرمان ندارد ) ولى انسان خالى از يك نوع قول نمىشود مخصوصا بنا بر تعميم مذكور ، و او مأمور است كه در قول حدّ وسط را انتخاب كند .
وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى
يعنى اگر چه طرف شما از خويشان شما باشد ، از خويشاوندان جسمانى يا روحانى ، در عالم كبير و يا در عالم صغير .
وَ بِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا
تقديم معمول براى اهميّت دادن به آن و شرافت آن و ابراز علّت امر قبل از آمدن امر است ، نه اينكه مقصود حصر باشد .
بنابراين كه وفاى به ساير عهدها از شرائط عهد خدا باشد ، حصر نيز مقصود است ؛ بدان كه عهد و عقد و ميثاق و بيعت با خدا در عرف اهل اللّه مقصود از آن بيعت عامّ نبوى يا بيعت خاصّ و لوى است كه با اوّلى اسلام حاصل شود و با دوّمى ايمان ، و آن بيعت را بيعت و مبايعت مىنامند ، زيرا كسى كه اين بيعت را قبول مىكند ، خودش و مالش را به قيمت و ثمنى كه آن بهشت است مىفروشد ، چنان كه خدا فرموده است :
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ
« 1 » و عهد و معاهده نيز ناميده مىشود چون بايع و مشترى بر آنچه كه به عهدهء آنها گذارده شده است قيام مىكنند ، و عقد ناميده مىشود به سبب استحكام آن عقد و تقبّل شروط از
هامش
( 1 ) سورهء توبه ، آيهء 111 : خدا جان و مال اهل ايمان را به بهاى بهشت خريدارى كرده است .