آنان داراى لطيفه الهى نيستند كه سبب اين باشد كه صدور از ناحيهء خدا باشد .
وَ ما كانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلى شُرَكائِهِمْ
آنچه كه براى خدا قرار مىدادند به بتهاى آنان مىرسيد ، به همان علّت كه ذكر شد .
ساءَ ما يَحْكُمُونَ
چه بد حكم مىكنند به اينكه مخلوق را با خالق شريك مىكنند و نصيبى از مخلوق را بدون امرى از خدا براى خالق مىگذارند .
روايت شده است كه آنها مقدارى از كشت و حيوان و بهرهها را براى خدا قرار مىدادند ، و آن را بر پرده دار و خدمهء بتها خرج مىكردند و حيوان را در آنجا ذبح مىكردند ، سپس اگر مىديدند كه آنچه را كه براى خدا تعيين كردند پاكيزهتر و بهتر است عوض مىكردند و آن را براى خدايان خود قرار مىدادند ، و اگر مىديدند آنچه را كه براى خدايان خود قرار دادهاند پاكيزهتر و بهتر است آن را به حال خود مىگذاشتند چون خدايان خود را دوست داشتند ، و براى اين كارشان عذر مىآوردند كه خداوند بىنياز است .
بدان كه در انسان لطيفهء الهى است كه عقل ناميده مىشود و عقل معاش طليعهاى از همان عقل است و آن عقل از جانب خدا در وجود انسان حاكم است ، و نيز در انسان لطيفهء شيطانى است كه در انسان تصرّف مىكند و بر او حكم مىكند ، و اوّلى همان خدا در عالم صغير است و دوّمى شيطان در عالم صغير است و انسان بين دو حاكم واقع شده است .