فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ تَكُونُ لَهُ عاقِبَةُ الدَّارِ
لفظ « من » يا استفهاميّه است كه عمل فعل از آن معلّق شده ، يا استفهام است كه از سابقش منقطع مىباشد ، يا موصول و مفعول « تعملون » است .
و به هر تقدير به قرينهء مقام و معنى مقصود اين است كه به زودى خواهيد دانست كه عاقبت و سر انجام منزلگاه خوش از آن كيست ، و لذا آن را تعليل كرد به اينكه فرمود :
إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ
گويا كه گفته است : از جهت اينكه شما ظالم هستيد ، عاقبت پسنديدهاى براى ظالم نيست .
يا اينكه آن جمله از قول خدا باشد كه علّت امر قرار گيرد يعنى به آنها بگو ، چون آنها ظالم هستند ، و ظالم به دلايل بسيار رستگار نخواهد شد .
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ
بيان ظلم آنها و عطف به اعتبار معنى است ، يعنى آنها ظلم كردند ، و براى خدا شريكانى قرار دادند .
مِمَّا ذَرَأَ
از چيزهائى كه مخلوق خداست .
مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصِيباً فَقالُوا هذا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ
از كشته و چهارپا سهمى را طبق پندار خويش و بدون دليل براى خدا قرار مىدادند .
وَ هذا لِشُرَكائِنا
و سهمى را براى بتهايشان اختصاص مىدادند .
فَما كانَ لِشُرَكائِهِمْ فَلا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ
آنچه كه براى بتهايشان قرار مىدادند به خدا نمىرسيد ، چون وصول به خدا محقّق نمىشود مگر اينكه صدور نيز از جانب خدا باشد ، و