تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
شده و به موصول بر مىگردد .
وَ إِنَّ كَثِيراً لَيُضِلُّونَ بِأَهْوائِهِمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ
اكثر مردم از روى هوا و هوس و به خاطر خواهشهاى نفسانى ندانسته گمراه مىشوند . عطف بر « ما حرّم » است به اعتبار جواز تعليق فعل غير قلبى ، يا تضمين « فصّل » به معنى ( به غير علم ) يا حال است و متعلّق به اجزاء جملهء
ما لَكُمْ أَلَّا تَأْكُلُوا
تا آخر آيه يا به اجزاء « قد فصّل » تا آخر آيه .
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِينَ
مسلّما پروردگار تو تجاوزكاران را بهتر مىشناسد . جمله استيناف و جواب سؤال از علم خداى تعالى به تجاوزكاران است ، و گذاشتن اسم ظاهر به جاى ضمير براى اشعار به اين است كه آنها در گمراه كردنشان ستمگر و تجاوزكارند ، و اينكه خداى تعالى همان‌طور كه به خود آنها علم دارد ، به اعتداء و تجاوزشان از حدود خدا نيز علم دارد ، و به شما نيز تجاوز آنها را خبر داده است ، پس باكى نداشته باشيد از آنچه كه در حرمت ذبيحه و مردار و حليّت آن دو گفته‌اند ، و شما امر خدا را امتثال بكنيد .
وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ
واگذاريد ظاهر گناه و باطن آن را نوع اضافه در « ظاهر الاثم » از قبيل اضافه ، صنف به نوع است ، يا اضافهء دو جهت يك شىء است به آن شىء ، يا اضافهء دو جزء شىء مركّب است به آن شىء . بدان كه انسان يعنى آن لطيفه سيّارهء انسانى بين دو عالم نور و ظلمت و اطلاق و تقيّد ، وحدت و كثرت ، و ملائكه و جنّ واقع شده است ، وجود او مانند ساير كائنات دائما در حال