تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
گرديد جوهرهء او ظلمت و تاريكى مىشود و اصل همهء تاريكيها مىگردد ، و گناه به او محقّق و اصل همهء گناهان مىشود . ولى اگر در توجّه متمكّن به عالم نور شد ، جوهرهء او نور گشته و اصل همهء نورها بعد از نور الانوار مىشود ، و لذا محمّد صلّى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام اصل همهء نيكويى هستند و نيكويى هر نيكو به آن دو برمىگردد ، و اگر در هيچ يك از آن دو متمكّن نشد پس يا اين است كه توجّه فطرى او به سبب بيعت عامّ يا خاصّ ، صحيح يا فاسد به توجّه اختيارى منضمّ مىشود يا منضمّ نمىشود و در هر يك از اقسام سه‌گانه آنچه كه از او صادر مىشود از جهت توجّه فطرى ، يا اختيارى به عالم نور نيكو و ثواب خواهد بود و آنچه كه از جهت توجّه به عالم ظلمت صادر شود گناه و معصيت مىشود . وقتى اين مطلب را دانستى تفسير ظاهر گناه به مخالفت با على عليه السّلام و باطن گناه به نفاق با اوست ، و همچنين به زناى ظاهر و زناى خفى اطلاق مىشود ، و آن به نكاح زوجه پدر و زنا ، و تفسير آن به اعمال بد اعضا و جوارح و عقايد و رذيلتها و خيالات و خطورات ذهنى و عزم‌ها و نيّتها نيز تعبير شده است و همچنين تفسير به پيروى از مخالفين على عليه السّلام و منافقين و گناهان شرعى ، و صورت حسنات شرعى فاسد ، درست است . مقصود از آن نهى از پيروى از مخالفين و منافقين و از ارتكاب آنچه كه از پيروى آن دو ناشى مىشود مىباشد :