حال واقع شده است ، يعنى خداوند جنّ را خلق كرده است ، و مخلوق نمىتواند مانند خالق معبود باشد ، و محتمل است ارجاع ضمير به ( جاعلين ) يعنى به كسانى كه جنّ را معبود قرار دادهاند باشد ، يعنى كسى ( جنّ ) كه خود خلق است ، هرگز به خالق نمىماند .
وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَ بَناتٍ
يعنى براى خدا از پيش خودشان بدون حقيقت و برهان فرزندان پسر و دختر قرار دادهاند . پس گفتند ما فرزندان خداييم و مسيح فرزند خداست و عزير فرزند خداست ، و ملائكهها دختران خدا هستند ، و بين خدا و جنّها نسب قرار دادهاند .
بِغَيْرِ عِلْمٍ
يعنى بدون اينكه به آن علمى داشته باشند .
سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَصِفُونَ بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
يعنى آفرينندهء آسمانها و زمين است بدون اينكه به مادّه و مدّت مسبوق باشد ، نه از اصلى آفريده شده است و نه نمونه و مثل براى آن بوده است . « بدعه » يعنى آن را ايجاد كرد و مانند « ابتدعه » و « بديع » به معنى حادث است ، هم لازم است و هم متعدّى ، پس آسمانهاى ارواح و زمينهاى اشباح همه مخلوق خدا هستند .
أَنَّى يَكُونُ لَهُ
چگونه مىشود كه براى او فرزند باشد .
وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ
يعنى نظيرى براى او نيست و موجودى نيست كه مخلوق خدا نباشد و شريك او باشد .
وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ
پس نه چيزى همراه و دوست او ، و