تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
« منه » و « من طلعها » خبر مقدّم است ، و جمله حال است يا مستأنف .
قِنْوانٌ دانِيَةٌ
خوشه‌هاى خرما كه دسترسى به آن نزديك باشد
قِنْوانٌ
جمع ( قنو ) است مانند
صِنْوانٌ
جمع ( صنو ) .
وَ
خارج كرديم ما به سبب آن ، يا از آن ، يا خارج مىسازيم از آن .
جَنَّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً
باغهايى از انگور زيتون و انار كه برخى در شكل و طعم و رنگ ، به هم شباهت دارند .
غَيْرَ مُتَشابِهٍ انْظُرُوا إِلى ثَمَرِهِ
و برخى نامشابه هستند ، بنگريد به ميوهء هر يك . ( اذا اثمر و ينعه ) يعنى به رسيدن آن ميوه نظر افكنيد تا بدانيد كه براى آن مدبّر حكيم و توانا هست ، و اينكه حال شما مانند حال همان ميوه است .
إِنَّ فِي ذلِكُمْ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
در آنها نشانه‌هايى است براى آنان كه مؤثّرند به ايمان عامّ يا خاصّ ، چون ايمان به تنهايى در استدلال به آنچه كه ذكر شد كافى است اگر چه علم و فقه هم نباشد .
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ
لفظ « الجنّ » بدل از « شركاء » است ، يا مفعول اوّل است ، و « للّه » حال از « شركاء » است ، و اين بدان جهت است كه بعضى ابليس را از خدايان قرار مىدهند ، و بعضى قائل به ظلمت شده‌اند و مقصودشان كنايه از دار اجنّه و