تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠

تفسير

وَ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ
مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا
از آسمان طبع ، و آسمان ارواح و نبوّت و ولايت آب را فروفرستاد تا برويانيم ، التفات از غيب به تكلّم است تا اشعار به اين باشد كه اسباب طبيعى نزول آب از آسمان كافى است ، و ديگر هميار نيازى نيست و به خلاف بيرون آوردن گياه سبز تازه از دانه جامد خشك كه غير از اسباب طبيعى به همراهى مدبّرى حكيم و توانا نياز دارد .
بِهِ نَباتَ كُلِّ شَيْءٍ
تا با آن هر نوع روينده از گياه و حيوان پديد آيد . يا مقصود نبات و گياهى است كه مناسب هر نوع از انواع حيوان و موجب رفع هر حاجت از انواع حاجت‌ها باشد .
فَأَخْرَجْنا مِنْهُ
يعنى از نبات بر و شاخه خارج ساختيم .
خَضِراً
وصف است مثل « اخضر » يا مقصود اين است كه به سبب وجود آب ، زرع و گياه سبز خارج ساختيم ، و بنابراين از قبيل عطف تفصيل بر اجمال مىشود .
نُخْرِجُ مِنْهُ
يعنى از نبات يا از سبزى يا از جهت وجود آب از آن بيرون مىآوريم .
حَبًّا مُتَراكِباً وَ مِنَ النَّخْلِ
دانهء متراكم را و از درخت خرما « من النّخل » خبر مقدّم است . ( قنوان مبتداى مؤخر )
مِنْ طَلْعِها
بدل است ، يا اينكه « من النّخل » عطف بر
« نَباتَ كُلِّ شَيْءٍ »
است به اينكه « من » تبعيضيّه جانشين اسم باشد ، يا عطف است بر