را پاك و طاهر شمردن است . يا به معنى زائل كردن چرك از دلها ، با اذكار و افعال قلبى است . و هر يك يا به قول و گفتار است - مثل اينكه بگويد من گناه نكردهام ، روزه مىگيرم ، و چنين نماز مىخوانم ، و چنان انفاق مىكنم ، و غير آن ، يا مثل اينكه خودش بدون اذن و اجازه بر ذكر زبانى مداومت نمايد - و قصدش تحصيل كمال نفس و تطهير آن از نقايص و عيبها باشد بدون اينكه ريا در بين باشد . و يا به سبب عمل و فعل است مثل اينكه كارهاى نيكو را با رياكارى انجام دهد تا به مردم اظهار كند كه او زاهد است و به آخرت راغب ، يا مثل اينكه كارهاى خوب و رياضتها را از جانب خودش بدون ريا انجام دهد و مقصودش تحصيل كمال نفس و پاكيزه كردن آن باشد به گمان اينكه افعال او نفسش را تزكيه مىكند در حالى كه همهء اينها خيال باطل است زيرا ريا كردن با عمل باشد يا گفتار از بزرگترين گناهان است ، و عمل كردن از جانب خود براى تزكيه نفس و لو بدون ريا باشد ، جز بر شقاوت نمىافزايد .
بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ
پاكيزگى كسى را كه خدا بخواهد خود به خود ظاهر مىشود بدون اينكه احتياج به اظهار آن باشد ، يا اينكه خداوند هر كه را بخواهد از پليدىها و رذالتها پاك مىگرداند . نه اينكه هر كسى بخواهد مىتواند خود را با عمل خويش پاك كند ، زيرا كه تزكيه ، فضلى است از جانب خداوند كه اكتساب آن با عمل ممكن نيست ، بلكه اگر عمل بنا به امر جانشينان خدا باشد ، نفس آمادهء قبول آن فضل الهى مىشود .
اين آيه اگر چه در مورد يهود و نصارى نازل شده است كه گفتند :
نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ
« 1 » و
لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى
« 2 » ولى كنايه از
هامش
( 1 ) مائده : 18 : ما فرزندان خدا هستيم .
( 2 ) بقره : 111 : داخل بهشت نمىشود مگر كسى كه يهود و يا نصرانى باشد .