است .
وَ مَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ
كسى كه راه خدا را از باب ولايت طرد كند
فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيراً
ياورى نخواهد يافت زيرا يارى و نصرت عبارت است از كمك كردن به يارى شده است در جلب منفعت و دفع ضرر بر سبيل ترحّم بر او ، و آن موقوف بر شناخت منفعتها و ضررها و شناخت رحمت و محلّ آن است . پس كسى كه به مردى كمك مىكند ، تا محبوبش را بكشد ، يا سمّ بياشامد و در اين مورد به او رحم مىكند يارى به حساب نمىآيد ، و ترحّم او ترحّم نيست ، بلكه دشمنى و غضب است اگر چه آنها كه از ادراك واقعى اشياى محجوب هستند آن را نصرت به حساب مىآورند .
و آنان كه حقايق اشياى را مىدانند همان انبياى و اولياى هستند ، و كسى كه از آنها رانده شود براى او يار و مددكارى در زمين و آسمان نيست ، و يارىكنندگان او از اين جهت در حقيقت دشمنان او هستند ، و لذا در روز قيامت ظاهر مىشود كه بعضى از دوستان در دنيا ، دشمن بودهاند مگر آن كسانى كه ايمان آوردهاند كه دوستى و يارى آنها از جهت ايمانشان موجب قرب آنان به باب ولايت مىشود .
سپس گفتار را از تابعين به متبوعين برگردانيد و فرمود :
[ سوره النساء ( 4 ) : آيه 53 ]
أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذاً لا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيراً ( 53 )
ترجمه :
آيا آنان كه از احسان به خلق خدا به هستهء خرمائى بخل مىورزند ، بهرهاى از ملك و سلطنت خواهند يافت ؟
تفسير :
أَمْ لَهُمْ
يعنى آيا براى متبوعين
نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ
بهرهاى از ملك است تا اينكه بدان وسيله مستحقّ پيروى باشند ، و اگر فرض شود كه نصيبى و بهرهاى از ملك را دارند
فَإِذاً لا يُؤْتُونَ النَّاسَ
آنها از شدّت