گويند : فرمان خدا را شنيده از آن سر مىپيچيم و ( به زبان جسارت با تو خطاب كنند ) گويند بشنو و اى كاش شنوا نباشى ! و گويند ما را رعايت كن و گفتارشان زبانبازى و تمسخر به دين است و اگر به احترام مىگفتند كه ما فرمان حقّ را شنيده ، ترا اطاعت كنيم و تو سخن ما را بشنو و به حال ما بنگر ، آنان را نيكوتر و به صواب نزديكتر بود . خدا آنها را چون كافر شدند ، لعنت كرد كه به جز اندكى از آنها ( لايق رحمت خدا نيستند ) .
ايمان نمىآورند .
تفسير :
مِنَ الَّذِينَ هادُوا
گروهى از يهود ، « من » بيانيّه است و ظرف حال است
الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ
يا « من » تبعيضيّه است و خود ظرف مبتداست براى قوى بودن معنى بعضيّت در « من » تبعيضيّه خواه اسم قرار داده شود يا حرف . يا اينكه ظرف جانشين موصوف محذوف است كه آن مبتداست .
يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ
كلمهاى را با كلمهء ديگر تبديل مىكنند ، يا بعضى از كلمهها را حذف مىكنند ، يا به غير مصاديق خود برمىگردانند و آنها را با فريب ، مصاديق آن جلوه مىدهند ، يا از مقاصدى كه مراد است ، برمىگردانند و غير مقصود را ، مقصود جلوه مىدهند ؛ اعمّ از اينكه اين كار از علم به مصداق و مقصود صورت بگيرد يا از جهل به آن ، و اين كنايه از منافقين امّت و از كارى است كه آنها نسبت به كلمههاى كتاب و سنّت انجام دادهاند آنجا كه بعضى را كتمان نموده و بعضى را تبديل كردهاند و بعضى را از مصداق و بعضى را از مقصود برگرداندهاند . و اين مطلب در مورد كسى كه خودش را جاى بيان كلمهها بگذارد و از جهت جهلى كه به آن دارد آن را از مصداق و مقصود حقيقى برگرداند صادق است مثل بيشتر عامّه مردم كه چنين مىباشند .
« و » بيان تحريف اين است كه
يَقُولُونَ سَمِعْنا
با زبانشان مىگويند شنيديم ،
وَ عَصَيْنا
و در دلشان مىگويند نافرمانى كرديم . چون تصريح