همين جهت است كه ائمّه ( ع ) به شيعيانشان ، عقل و علم و تعلّم و عرفان و غير اينها را از چيزهائى كه دلالت بر عاقل بودن آنان است نسبت دادهاند ؛ با اينكه بيشترشان از اهل علوم رسمى و عقول دنيوى نبودند ، بلكه از نظر اهل دنيا مجانين و سفها به حساب مىآمدند . چنان كه منافقين دربارهء اين مؤمنان گفتند :
أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ
( آيا مثل اين سفيهان ايمان آوريم ) و گفتند :
أَمْ بِهِ جِنَّةٌ
( يا به آنكه مجنون است ) .
همانطور كه عقل و شرع ، بخشيدن مال دنيا را به سفيه ، از اولاد و همسران و يتيمانى كه تحت تربيت شما هستند يا غير آنان كه مال را ضايع مىكنند يا حقّ را نمىشناسند به زشتى حكم مىكند ، به قبح اعطاى مال اخروى ، از علم و حكمت به كسى كه اهل آن نباشد و حقّ را نشناسد نيز حكم مىكند . زيرا خداوند امر مىكند كه امانتها را به صاحبانشان برسانيد . يعنى از اهلش منع نكنيد كه در اين صورت به آنها ستم روا داشتهايد ، و به غير اهلش ندهيد كه در اين صورت در حقّ امانتها ظلم كردهايد ، و مانند كسى مىشويد كه مرواريد را بر گردن خوكها آويزان كند .
وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها وَ اكْسُوهُمْ
يعنى آنها را متمكّن در اموال بكنيد ؛ بگونهاى كه با كار كردن روى اموال ، خوراك و پوشاك تحصيل نمايند . و از اصل سرمايه چيزى كم نشود خواه به آن چيزى اضافه گردد و خواه اضافه نشود .
و اينكه در آيهاى كه بعدا مىآيد گفته است :
وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها
يعنى به آنها از مال بدهيد بدان جهت است كه در آنجا از اصل مال داده مىشود .
وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً
يعنى با گفتار خوش كه تندى و سرزنش در آن نباشد با آنان سخن بگوئيد .